خانه عناوین مطالب تماس با من

مه غلیظ

مه غلیظ

پیوندها

  • مه غلیظ قدیمی
  • کوراب
  • !...!
  • کوراب
  • شدگی
  • کمینه
  • چسبندگی های روح ما
  • pastel
  • خزان
  • پرواز در آب
  • کوچ نشین
  • کافه دلتنگ
  • دخـــتـــری در مـــه
  • خرمگس خال تور بدون سیگار در هوا فالش می خواند
  • صندلی لهستانی
  • ! مارمولکی که دنبال دُمـــش می گَـــشت
  • ژی
  • نانا هذیون واقعی

دسته‌ها

  • نوشتم 27
  • مه 6
  • خودم و خودم 3
  • فقط همین 3
  • همین جوری 3

ابر برجسب

اقاقیا

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • ملاقات
  • دود
  • بریم
  • مست
  • ببخش
  • بیا
  • کنارم باش
  • نا وصفودنی
  • رو برو
  • احساس
  • فاصله
  • سر رسید
  • اقاقیا
  • مه
  • [ بدون عنوان ]

بایگانی

  • دی 1397 1
  • بهمن 1396 5
  • مرداد 1395 1
  • آذر 1394 1
  • آبان 1394 6
  • دی 1392 3
  • آبان 1392 2
  • مهر 1392 4
  • مهر 1391 1
  • خرداد 1391 1
  • اسفند 1390 1
  • بهمن 1390 1
  • مهر 1390 1
  • تیر 1390 1
  • خرداد 1390 2
  • اردیبهشت 1390 2
  • فروردین 1390 23

آمار : 66050 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1390 19:25
    بیا از اینجا ماه رو نگاه کن قشنگ شده بیا نگاه کن . . . من برم بخوابم بیا سرمون رو بذاریم رو بالش و بمیریم قبل از این که خیلی چیزا شروع بشه این جوری خیلی راحت تره....
  • + یکشنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1390 19:34
    شاید پشت این دیوار کسی باشد بخواهد بی دلیل به ما سلام کند. ما هم به او سلام کنیم و او خوشحال شود. خرابش کنم؟؟؟
  • من سه‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1390 20:05
    روزی روزگاری درکوچه ای در خانه ای در اتاقی در همین نزدیکی تو خوابیدی و هوا گرم بود من بیدار بودم و دو بار مردم
  • + پنج‌شنبه 25 فروردین‌ماه سال 1390 17:37
    چت شد یهو؟؟؟
  • گریه پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:52
    تو کی می خوای بفهمی که دیگه بزرگ شدی... پاشو... پاشو برو اشکاتو پاک کن می خوایم بریم شام بخوریم !!!
  • آشپزخونه خونه ما پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:50
    آشپزخانه ای که سه متر هم نبود تمام سردردهای دنیا را در جزئی از خودش داشت.
  • خودم و خودم 2 پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:49
    - بعضی وقت ها احساس می کنم نباید اونجایی که هستم، باشم. - همون موقع هایی که یه دفعه ای دست منو می گرفتی و می زدیم بیرون؟ - آره - الانم همون طوری شدی؟؟؟ - اوهوم. - خوب الان چی کار کنیم؟؟؟ - نمی دونم.
  • خودم و خودم 1 پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:48
    - هنوز همون قدر احمقی؟؟؟ - اوهوم. - مطمئنی؟؟؟ - اوهوم. - یعنی کمتر نشده؟؟؟ - مطمئنم...
  • تقدیم به خودم پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:48
    آخرین سیگار رو میکشم و نمیدونم به چی فکر میکنم. از دیروز فقط من موندم. من فقط یه هومنم که پرواز نمیکنه...
  • (عنوان ندارد) پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:47
    بخند تا تکرار لحظه های تکراری مرا بخنداند...
  • مه، تلخ پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:46
    فقط مه بود و طعم تلخ فقط همین ...
  • (عنوان ندارد) پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:45
    رنگدانه های احساس به رنگ طبیعت نبود
  • پتک پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:44
    به دیوار می کوبد با پتکی و خراب می کند. لحظه به لحظه به من نزدیکتر گوش هایم سوت می کشند و صداهای عجیب... می کوبد و می شنوم فریادش را. فرار می کند هر که در اتاقم هست و لرزش دستانم کمکی نمی کند. خشت به خشت فرو می ریزد و من گوش هایم سوت می کشند و صداهای عجیب. می کوبد و فرو می ریزد. خشت به خشتش را خودم نوشتم. دیوارم می...
  • (عنوان ندارد) پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:44
    مادر بزرگ تنها بود چه در خانه ما چه در خانه خودش چیز نوشت: ب...... گریه نکن...
  • مه پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:43
    مه شعر جدیدی خواست و من نبودم خودش شعری شد 27/9/89 رشت 5.30 بامداد
  • مه پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:41
    همه جا مه بود حتی اطاقم...
  • چرک نویس پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:41
    کاغذهای کاهی دوستم چرک نویس های من هستند برای شعر هایم به تو بو کن! . . . صدایم را در تک تک حروف می شنوی. با دقت بو کن. شنیدی؟؟؟
  • بن بست پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:40
    وقتی به بن بست رسیدم اتفاق خاصی نیفتاد همان جا ماندم. . . . اتفاق خاصی نیفتاد به بن بست بعدی رفتم کسی را دیدم همان جا ایستاده بود. . . . به بن بست خودم برگشتم. همان جا ماندم . . . اتفاق خاصی نیفتاد.
  • مداد پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:40
    مرا بخوانید. تمام که شدم آتشم بزنید. منتظر بمانید. خاکستر که شدم مرا در سپید رود بریزید. نه . . . خاکسترم را در آب نریزید. نمی خواهم غذای ماهی ها بشوم. . . . می خواهم در زندگی جدیدم گربه باشم. نمی دانم کاری کنید که گربه بشوم. نه نه می خواهم مداد باشم. با من بنویسید. آرام که شدم تمام می شوم.
  • سلام، مه پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:39
    سلام چگونه مسیرت را در این مه پیدا کردی و رسیدی؟ بیا بنشین
  • پاهام پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:39
    تمام دنیا که گرم باشد پاهای من سرد است وقتی حالم سر جایش نباشد
  • مه، رفتم پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:38
    پخش شدم در هوا در غلظت تاریکی شب مه را ندیدی و من رفتم.
  • سلام پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:36
    به داخل کوچه پیچید و حتی برنگشت که ببیند من پشت سرش هستم
  • سلام پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:36
    به داخل کوچه پیچید و حتی برنگشت که ببیند من پشت سرش هستم
  • نوشیدنی پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 10:35
    لطفا قبل از خندیدن به این نوشته ها از من اجازه بگیرید. . . . بفرمایید شیر!!!
  • مادرم مطمئنم کرد سه‌شنبه 16 فروردین‌ماه سال 1390 18:38
    پوسیدم خودم می گفتم پوسیدم مادرم هم گفت پوسیدی بوی پوسیدگی هم می دهم حتما
  • 56
  • 1
  • صفحه 2